تبليغاتX
سبزو آبی - به ياد تو
به ياد تو

شب است و من به خواب پشت پا زدم به ياد تو

شدم زخويش بي خيال ودم به دم به ياد تو

به برگ برگ لحظه هاي خلوت شبانه ام

تو را به طرح و قالب غزل زدم به ياد تو

به خواب بود يا سراب ديدمت ز دور دست

به پيشباز مقدم تو آمدم به ياد تو

به كوچه ي خيال با تو بودن وقدم زدن

نبودي و خودم زدم قدم قدم به ياد تو

هنوز هم به ياد تو غزل رديف ميشود

اگر چه نيست واژه اي به جز عدم براي من